خط بطلان برافکار التقاطی وهابیت 

- با دلایل قرآنی و عقلی -

همیشه باید توجه داشته باشیم  نه تنها درمباحث مسائل اسلام، بلکه در هربحث و  مقوله‌ای، ابتدا مدعی باید دلایل و شواهد خود  را برای اثبات صحت ادعای خود  اقامه نماید و اگر مطلبی و موضوعی را از اسلام و به نام اسلام  بیان  می کند باید  دلایل عقلی و نقلی محکم و متقن (از قرآن و حدیث) برای اثبات ادعای خود  ارائه نماید ، نه این که هر کس و ناکس هر چه دلش خواست بگوید و آن را به خدا، قرآن و اسلام  نسبت دهد، سپس بگوید  هر کس قبول ندارد، دلایلی بر ردش اقامه نماید!

غیر از  معادین و مخالفین اسلام وقرآن کریم  و مبلغین علیه اسلام عزیز ، هیچ عقل، منطق و محکمه‌ای سخن بی دلیل مدعی را سند قرار نمی‌دهد و براساس  آن از متهم دلیل برائت نمی‌خواهد. بلکه  آنکه  ابتدا باید برای ادعای دلیل اقامه نماید مدعی  است  نه متهم .

لذا اینک ما سؤال می کنیم که در کجای قرآن کریم آمده است که کتاب را از رسول خدا (ص) بگیرید و بعد او را کنار گذاشته ، بگویید که کتاب خدا برای ما کافیست و خودمان بهتر می فهمیم؟؟؟؟؟!!!!!

ب – دلایل عقلی:

باید توجه داشته باشیم  که دلایل نقلی از قرآن و حدیث عین دلایل عقلی است و نباید بین این دو تفکیک قائل شد. وحی چراغ عقل است و عقل مصدق توحید، نبوت، رسالت ، ولایت  و معاد است .

باید از سردمداران وهابیت و معتقدین به کفایت رجوع مستقیم به قرآن کریم پرسید:

شما که مدعی هستید کتاب خدا کافیست!!! آیا فقط مسلمانان را از رجوع به پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) منع می‌کنید، یا این حکم شما عمومیت دارد و کتاب برای همگان کافیست و حتی رجوع به شما و پذیرش افاضاتتان نیز لزومی ندارد؟

اگر بگویند: کتاب برای هر کسی کافیست! در این صورت هرج و مرج (آنارشیسم) نظری، فکری و اعتقادی و بالتبع عملی پیش می‌آید و چیزی به عنوان هادی و هدایت باقی نمی‌ماند و هر کسی هر طور که دلش خواست بیان داشته و یا رفتار می‌نماید و به قرآن هم نسبت می‌دهد.

و اگر بگویند: خیر، بلکه باید به علمای ما رجوع کنند!

 آن وقت پرسیده می‌شود: مگر مدعی نشدید که کتاب کافی است؟؟؟؟  اگر کافی نیست، پس چرا آورنده کتاب و آگاهان به کتاب را رها کرده و به شما - که فرقه‌ای بنیانگذاری شده توسط انگلیس هستید - مراجعه کنیم، بلکه به آورنده کتاب و معادن علم و وحی رجوع می‌کنیم؟

آیا غیر از این است تا کنون آن چه گفتید و کردید، در راستای اوامر، اهداف و منافع انگلیس، امریکا و اسرائیل بوده است و نه اوامر الهی؟

کدام عقل سلیم حکم می‌کند که آدمی کتاب را بگیرد و معلم را رها نماید؟ کدام علم مندرج در کتابی، بدون معلم قابل آموختن است؟ اگر هزاران کتاب الفبا را چاپ کرده و در اختیار مردمی بی سواد قرار دهند، آیا با نگاه به آن کتاب، علم می‌آموزند؟ اگر این ممکن بود که این همه مدرسه و دانشگاه تأسیس نمی‌شد.

بر این اساس که خداوند متعال می فرماید :  انبیا و رسل را برای تزکیه نفوس، تلاوت آیات و تعلیم کتاب و حکمت فرستادم

« لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ

وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ» (آل عمران، 164)

ترجمه: به يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند.

بسیار قابل دقت و توجه است  که اساساً ایمان و اعتقاد به نبی و رسول (ص) مقدم بر ایمان و اعتقاد بر کتاب نبی و رسول  می‌باشد.

چرا و به چه دلیل  کتاب از او (پیامبر اکرم (ص) ) و از راسخون فی علم گرفته می‌شود. مگر کتاب به وهابی ها و سران آنها  نازل شده که می‌گویند همین کتاب کافی است؟

اگر مدعی شوند که کتاب  خدا را  از رسول خدا (ص)  آموختند این امر خوددلیل واضح  بر ضرورت رجوع آنها به پیامبر اکرم (ص) و راسخون فی علم است.

علاوه بر این که اگر کتاب به تنهایی کافی بود که الآن همه عالم، عامل، عادل، متقی و مؤمن می‌شدند.

پس چرا این کتاب حتی مدعیان به کافی بودن آن را هدایت نکرده است؟؟؟؟

 اگر کتاب کافی بود، پس چرا این همه مذاهب با اختلافات اصولی و فروعی به وجود آمده است؟؟ مگر همه به یک کتاب رجوع و استناد نمی‌کنند؟

خلاصه اساساً اگر کتاب کافی بود، چرا پس از گذشت 1400 سال وهابیت پدید می‌آید و مدعی می‌شود که فقط ما اسلام و قرآن را می فهمیم؟

ب – دلایل قرآنی:

سخن دیگر اینکه اگر این وهابیان لجوج و جاهل و مزدور انگلیس  واقعا ادعا می کنند تابع قرآن هستند و  فقط به قرآن اکتفا می کنند لازم است  بفهمند و بدانند که خود قرآن کریم و خداوند علیم مردم را به اطاعت و رجوع به پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و صاحبان امر دعوت  و امر می نمایند .

الف – قرآن کریم به تنهایی نازل نشده است:

خداوند متعال در قرآن کریم نفرمود که من «قرآن کریم» را به تنهایی نازل کرده‌ام. پس قرآن  نیز به تنهایی برای هدایت شما کافی است. بلکه خداوند  فرمود سه رکن رکین را بیان فرموده است  رسول، کتاب و میزان.

«‌لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ...»  

(الحدید، 25)

ترجمه: به راستى ما  پيامبران خود را با دلايل آشكار فرستادیم و با آنها كتاب و میزان (ترازو) را نازا نمودیم  تا مردم به انصاف برخيزند ... .

نکات قابل توجه :

*بسیار قابل دقت و توجه است که خداوند متعال فرمود: رسول را فرستادم (با دلایل عقلی، معجزات و بینه‌های روشن) و به همراه او کتاب را نازل کردم و نه بالعکس.

*نکته دوم اینکه اهل سنت مدعی هستند که منظور از «میزان» که همراه رسول (ص) نازل شده است، همان کتاب می‌باشد، در حالی که بسیار محرز است  که «کتاب» یک بار قید شد و کتاب و کتاب فرستادم که معنا ندارد. پس مراد از میزان (الگو) است و آن مظهر عینی و عملی کتاب است .

*نکته سوم اینکه توجه به حدیث گهربار (حدیث ثقلین ) پیامبر اکرم (ص) در نزدیکی رحلتش این حقیقت را روشن می نماید که  قرآن بدون اهل بیت (ع) و اهل بیت (ع) بدون قرآن نمی شود  : پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : من از میان شما می‌روم و دو رکن سنگین برای شما باقی می‌گذارم که عبارتند از کتاب و اهل بیتم (ع).

ب – پیامبر اکرم (ص) فقط آورنده قرآن نیست بلکه صاحب رسالت و واجب الاطاعت  است:

این ادعای وهابیت و برخی اهل سنت که می گویند  «کتاب خدا برای ما کافیست»، بر خلاف نص صریح قرآن و ضد  توحید و اسلام و نیز اهانت به حکمت الهی و ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص)  است.

گویا [العیاذ بالله]پیامبر اکرم(ص) فقط یک پست‌چی بوده ، مأموریت داشته قرآن را به دست ما برساند. لذا پس از دریافت قرآن  دیگر نیازی به آورنده اش نباشد  و خودمان می‌دانیم که چه کنیم؟؟؟؟ در حالی که  خداوند حکیم در آیات بسیاری تصریح فرموده است  که پیامبر اعظم (ص) را برای  تزکیه نفوس و تعلیم کتاب و حکمت و نیز عنوان بهترین و برترین الگو برای شما و برای اطاعت  فرستادم .

«‌لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ

كَثِيرًا‌« (الاحزاب، 21)

ترجمه: قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند.

«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ

اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا» (النساء، 64)

ترجمه: و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق الهى از او اطاعت كنند و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مى‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏خواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش مى‏كرد قطعا خدا را توبه‏پذير مهربان مى‏يافتند.

ج – اطاعت پیامبر اکرم  (ص) در راستای اطاعت از خداوند متعال است

بندگی و اطاعت از خداوند متعال نه شعراست نه  شعار و نه اوهام است ونه خیال، تا هر کس هر طوری که خواست انجام دهد و انتظار هدایت و فلاح هم داشته باشد. بلکه هم چنان که کلام و هدایت الهی در رسول و وحی تجلی بیرونی داشته است، عبادت و اطاعت از خدا نیز در اطاعت ازپیامبر اکرم (ص) و بتبع آن در اطاعت اهل عصمت و طهارت (ع) تجلی دارد.

بر همین اساس که خداوند متعال اطاعت آن حضرت را در اطاعت خود آورده و بار ها فرموده است . اطاعت پیامبر اکرم (ص)  و اهل بیتش (ع)  او، همان اطاعت خداوند است و باید از او اطاعت کنید.

«قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ» (آل‌عمران، 32)

ترجمه: بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد.

«وَ مَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ

وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ

عَلِيمًا» (النساء، 69 و 79)

ترجمه: و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند همراه  كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته و نعمت داده است  ازقبیل پيامبران وراست گویان  و شهيدان و صالحان  و آنان چه نيكو دوستانی  هستند  اين تفضل از جانب خداست و خدا بسیار داناست .

آیا سران وهابیت و مزدوران انگلیس معتقدند؟؟؟  که خداوند برای یک عده عرب سسمار خوار و دختر زنده بگور کن  در 1400 سال پیش، انسان کامل و اشرف مخلوقات را به عنوان هادی و الگو و رهبر فرستاد و مابقی را محروم نمود و هدایت سایرین منوط به اطاعت از یک مشت وهابی بی‌خرد، جاهل و عنود و خود فروخته است؟ یا آن که بیان و عمل آنان ، سنت و سیره‌ی ایشان، علم و تعلیم ایشان، برای همیشه به جهانیان الگو و سرمشق است؟

د - اگر در فهم آیات قرآن کردیم اختلاف کردیم ؟ چه کنیم ؟؟ به چه کسی رجوع نماییم ؟؟؟

همین که در درک و دریافت حقایق و مفاهیم قرآن اختلاف پیش می آید، دال بر آن است که کتاب به تنهایی کافی نمی‌باشد.

اینک  سؤال این است که به هنگام اختلاف چه کنیم؟ برای رفع اختلاف به چه کسی رجوع نماییم؟؟؟  آیا حکم را به وهابی‌ها ارجاع دهیم یا به رسول خدا (ص) و خاندان وحی و عصمت و طهارت و راسخون فی علم ؟ خداوند متعال می‌فرماید که حتماً در اختلافات به پیامبر اکرم (ص)  مراجعه کنید و البته عقل نیز همین تصدیق را می کند :

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ

فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ

تَأْوِيلًا» (النساء، 59)

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و صاحبان امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است.

نتیجه: پس آنان که مدعی کفایت کتاب خدا هستند، کافی است دست کم همین چند آیه را بخوانند تا حقیقت بر آنان روشن شود اگر طالب حق و حقیقت هستند چنان کاملا روشن است آیات قرآن صریحا ما را به  رجوع به رسول الله (ص)  و صاحبان امر که همان ائمه اطهار (ع) هستند امر می‌نماید. پس حقیقت بر پویندگان و جویندگان طریق حق و حقیقت  بسیار روشن و مبرهن است مگر این که کسی با خدا، اسلام، پیامبر عظیم‌الشأن (ص) و قرآن کریم و ائمه اطهار (ع) عنادو دشمنی داشته باشند. که وهابیت دشمن سرسخت و لجوج ائمه اطهار (ع) و اسلام و قرآن بوده و مزدور انگلیس و اسرائیل می باشند .

«النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ

فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي

الْكِتَابِ مَسْطُورًا» (الأحزاب، 6)

ترجمه: پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزديكتر] است و همسرانش مادران ايشانند و خويشاوندان [طبق] كتاب خدا بعضى [نسبت] به بعضى اولويت دارند [و] بر مؤمنان و مهاجران [مقدمند] مگر آنكه بخواهيد به دوستان [مؤمن] خود [وصيت‏يا] احسانى كنيد و اين در كتاب [خدا] نگاشته شده است.

خدایا معرفت و محبت ما را نسبت به اسلام و قرآن و پیامبراکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) روز افزون بفرما