نمونه سوالات خود آزمایی و معنی ابیات و عبارات ادبی ادبیات فارسی (2)

نمونه سوالات  خود آزمایی  ادبیات فارسی 2

1- بیت« به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا » به چه موضوعی اشاره دارد ؟

2- «تو قلب سپه را به آیین بدار » یعنی چه ؟

3- کدام ویژگی حماسه در درس « رستم و اشکبوس »بیشتر دیده می شود.

4- به چه دلیل درس « حمله ی حیدری »یک حماسه ی مصنوع است ؟

5- چرا نویسنده ی فیلم نامه ی « بچه های آسمان » این فیلم را به این نام نامیده است ؟

6- در کدام بخش از فیلم نامه ی« بچه های آسمان » چهره ی فقر و بی نیازی (غنا) بیشتر دیده می شود ؟

7- محوری ترین پیام داستان « کباب غاز » را بنویسید .

8- چرا در داستان گیله مرد مأمور دوم گیله مرد را کشت ؟

9- در داستان گیله مرد « محمد ولی »و « گیله مرد » نماد چه انسان هایی در روزگار خود هستند ؟

10- در شعر «بیابان های تبعید » شاعر چه دشواری هایی را برای تبعید شدگان فلسطینی بر می شمرد؟

11- در عبارت « فرشتگان سرود های صلح و شادی انسان را برای چوپانان می خوانند »منظور از عبارت های مشخص شده چیست ؟

12-مقصود از « نرون مرد اما رم نمرده است » و « با چشم هایش می جنگد » چیست ؟

13- در داستان « دخترک بی نوا » کوزت برای غلبه برترس خود چه تدبیری اندیشید ؟

14- محوری ترین پیام داستان « هدیه ی سال نو »چیست ؟

15- مقصود از «کیمیای هستی »در مصراع «کاین کیمیای هستی قارون کند گدارا »چیست ؟

16- در غزل سعدی منظور از«مجمعی که شاهدان دو عالم»در آن گرد می آیند چیست ؟

17- « ازعرش به فرش آمدن »کنایه از چیست ؟

18- با توجه به درس تربیت انسانی و سنت ملی ما اهداف بنیادین تربیت را بنویسید .

19- کدام داستان از شاهنامه را می شناسید که موضوع آن شورش مردم برضد ستم حاکم باشد ؟

20- چرا نویسنده ی درس « جلوه های هنر در اصفهان » نقش کاشی ها را بهار منجمد می نامد؟

21- در جمله ی « گویی کالبد بنا، مینایی که روح ایران را در آن حبس کرده اند»به کدام عقیه ی پیشینیان اشاره دارد ؟

22- با توجه به درس «خسرو »علل انحراف خسرو چه بود ؟

23-مقصود از اصطلاحات زیر را بنویسید.

کمیتش لنگ بود:               مثل شاخ شمشاد :                  سپر انداختن :                 باب دندان :

24- در شعر داروگ تصویری که شاعر از اتاق خود ترسیم می کند نشانه ی چیست ؟

25- « گون » و « نسیم »در شعر «سفر به خیر » نماد چه انسان هایی هستند ؟

26- « با چشمانی یتیم ندیدنت » یعنی چه ؟

27- چرا شاعر«درسایه سار نخل ولایت » پیشانی بلند امام علی را کتاب خداوند می خواند ؟

28- « شعر سپید من روسیاه ماند /که در فضای تو به بی وزنی افتاد»اشاره به کدام ویژگی های شعر شاعر دارد؟

29- « درانتظار غبار بی سوار نشستن » کنایه از چیست ؟

30- ابن بطوطه چه رسمی را در نماز جماعت شوشتر اشاره کرده است ؟

31- در جمله ی « مردم این جزیره از اشراف فارس هستند» منظور از واژه ی فارس چیست ؟

32-با توجه به خاطرات اعتمادالسلطنه دربارقاجار چه ویژگی هایی داشته است ؟

33- علت تغییر رفتار طه حسین چه بوده است ؟

34- مقصود از بیت « خورده قسم اختران به پاداشم/بسته کمر آسمان به پیکارم »چیست ؟

35- در مصراع « در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را » منظور از صاحب خانه کیست ؟

36- در شعر «ریشه ی پیوند » منظور شاعر از « درسینه ام هزار خراسان نهفته است »چیست ؟

37- شعر « ریشه ی »پیوند بیانگر کدام احساس شاعر تاجیکی است ؟

*********************************************** 

نمونه سوالات معنی ابیات و عبارات ادبی (نظم و نثر ) ادبیات فارسی 2      

الف : بیت ها و عبارت های زیر را به فارسی روان بنویسید .

1- سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است .

2- خدایا بر کشته های ما جز باران رحمت خود مبار.

3- مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ                    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

4- چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان                    که زجان ما بگردان ره آفت قضا را

5- تو قلب سپه را به آیین بدار

6- کمان به زه را به بازو فکند                           به بند کمر بر بزد تیر چند

7- مرا مادرم نام مرگ تو کرد                           زمانه مرا پتک ترگ تو کرد

8- چو سوفارش آمد به پهنای گوش                   زشاخ گوزنان بر آمد خروش

9- حبیب خدای جهان آفرین                           نگه کرد بر روی مردان دین

10- فلک باخت از سهم آن جنگ رنگ                         بود سهمگین جنگ شیر و پلنگ

11- چو ننمود رخ شاهد آرزو                           به هم حمله کردند باز از دو سو

12- عمرو بن لیث به در بلخ شکسته شد و هفتاد هزار سوار او به هزیمت رفتند.

13-دهنش بسوخت سبک بر آورد

14- نمی گذارم از کسی چیز عاریه وارد این خانه شود شکوم ندارد .

15- چشم بد دور آقا واترقیده اند

16- زانو های شلوارش به قدر یک وجب خورد رفته بود .

17- با حال استیصال پرسیدم پس چه خاکی به سر بریزم ؟

18- یک از حضار کباده ی شعر و ادب می کشید .

19- دیدم توطئه ی ما دارد می ماسد.

20- باران هنگامه کرده بود >

21- سرو پکالش خینی می شود ، تنها می آید سی میدان .

22- شلخته درو کنید که چیزی هم گیر خوشه چین ها بیاید .

23-نفرت غیر انسانی را باور ندارم .

24- برای حاصل دادن کشتزارها منتظر رسیدن تموز / و پای کوبی دبکه در موقع درو هستیم.

25- و از سایه های آبی خارهای سرخ  / بر اجساد به جا مانده و طعمه ی عقاب و زاغ شده فرو ریخت .

26- به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم                      نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم

27- ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون                  نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

28- چه باید نازش و نالش بر اقبالی و ادباری                   که تا بر هم زنی دیده نه این بینی نه آن بینی

29- عنان گیر تو گر روزی جمال درد دین باشد                عجب نبود که با ابدال خود را هم عنان بینی

29- ور امروز اندررین منزل تو را جانی زیان آمد                 زهی سرمایه و سوداکه فردا زان زیان بینی

30- غرفه ها و گوشواره ها و زاویه ها تصویری از بهشت را در ذهن می آورد .

31- برحریف مغلوب که تسلیم اختیار کرده بود و مخذول و نالان استرحام م کرد رحم نیاورد .

32- او را نیز بسمل کردم .

33- حسودان تنگ نظر و عنودان بد گهر وی را به می و معشوق و لهو و لعب کشیدند.

34- بر بساطی که بساطی نیست .

35- آسمانش را گرفته تنگ در آغوش / ابر با پوستین سرد و نمناکش

36-داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .

37- به کجا چنین شتابان ؟/ گون از نسیم پرسید

38-پیش از تو هیچ اقیانوس را نمی شناختم /که عمود بر زمین بایستد

39- شب از چشم تو آرامش را به وام دارد .

40- هیچ دینی نیست که وام دار تو نیست .

41- با چشمانی یتیم ندیدنت .

42- موی سپید را فلکم رایگان نداد                             این رشته را به نقد جوانی خریده ام

43- ای سرو پای بسته به آزادگی مناز                         آزاده من که از همه عالم بریده ام

44- نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار                 دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

45- امروز به غم فزون ترم از دی                                 وامسال به نق کمتر از پارم

46- یاران گزیده داشتم روزی                                    امروز چه شد که نیست کس یارم

47- عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را                  دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را

48- آن چه ما کردیم با خود هیچ بیگانه نکرد                در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را

49- پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم               شمعم که جان دهم و دودی نیاورم

منبع : وبسایت ارزنده ی آقای عباسیان